تحکیم وحدت منادی وحدت ملی
در پی برگزاری تجمع باشکوه 18 آذرماه توسط دفتر تحکیم وحدت، در کنار تحسین ها و حمایت ها، پاره ای انتقادات و گلایه ها نیز از سوی برخی اشخاص حقیقی یا حقوقی، سربسته یا شفاف مطرح شد. از قصد و غرض احتمالی برخی از این انتقادات می گذرم و بنا را بر دغدغه و دلسوزی از برای جنبش دانشجویی و ایران عزیز می نهم که بسیاری نیز چنین بوده است. در این مدت که از تجمع می گذرد از پاسخ حتی به برخی حمله های جفاکارانه از سوی تنی چند از دوستان نیز خودداری نمودم تا انتقادات را تمام بخوانم و بشنوم شاید به خطایی از خودمان پی برم و با فروکش شعله انتقادات و آتش حملات، در جوی آرام ومنطقی به توضیح پاره ای مسائل پردازم که از جدل پرهیز نموده باشم و اگر پاسخی را ضرورت باشد نه به اشخاص که به نظرات و سخنان پاسخ دهم.
انتقادات غالبا از دیدگاهی وطن دوستانه بر می خواستند و نگرانی از حضور برادران کردمان در تجمع که مبادا آب در آسیاب تجزیه طلبان این مرز و بوم ریخته شود. پیش از بررسی این امر، لازم است اشاره ای نمایم به برخی سخنان پیرامون گوشه ای از تجمع که احتمالا ضعف بصر ناشی از فشارها یا اختلال حواس ناشی از شدت دغدغه جدی و ارزشمند وطن دوستانه بوده است. سخنانی پراکنده شد که در خلال مراسم، سرود ملی "ای ایران" قطع می شود و دیگر هیچگاه سرودی ملی به طور رسمی خوانده نمی شود. حقیقتا در عجبم از پراکنده شدن سخنی چنین؛ در حالی که سرود ملی "ای ایران" در اوج تجمع از تریبون پخش شد و با شکوه تمام توسط جمعیت دانشجویان حاضر در تجمع و ما که پشت تریبون به احترام ایران عزیز دست بر سینه نهاده بودیم سر داده شد. اما ماجرای قطع شدن سرود از این قرار است که در ابتدای تجمع از سر ناهماهنگی، سرود ملی "ای ایران" پخش شد که چون جمعیت منسجم نشده بودند و هنوز نظم حاکم نگشته بود خواندن سرود ملی در آن شرایط سزاوار شوکت و جلال ایران نبود و از سویی تلقی چنان می رفت که این سرود به هدف جمع کردن جمعیت پخش می شود که شایسته نمی نمود؛ وگرنه در مراسمات دفتر تحکیم وحدت که بنا به ماهیت جلسه، نظم از ابتدای مراسم حاکم می شود همواره سرودی ملی آغازگر جلسه است همانگونه که در نشست های این اتحادیه چنین بوده است.
اما انتقادات اصلی که از دغدغه جدی و ارزشمند مقابله با جدایی طلبی بر می خیزد جای بسی سخن دارد. سخن از برادران کرد شرکت کننده در تجمع، سخن از اقوام میهن، سخن از پاره پاره وطن و کردستان که تکه ای از ایران است. پرسش اصلی اینجاست که آیا هرگونه اعتراض مردمانی از ایران زمین که به ظلم روا شده در حقشان ابراز می شود به معنای جدایی طلبی از میهن است؟ آیا اگر اجحافی نسبت به گروهی از مردمان این دیار می رود حق ندارند فریادی بر آورند؟ منتقدان می گویند به تمام ملت ظلم می می رود و ملت باید یکپارچه معترض باشند نه دسته دسته. سخن بس به جاست اما ظلم مضاعف چه؟ گزارشاتی رسمی از سوی مرکز آمار ایران را مرور می کنیم، آمار بیکاری؛ بلوچستان در رتبه اول است، کردستان دوم، لرستان سوم و حتی خوزستان با منابع سرشار نفت و پروژه های کلان عمرانی چهارم. آماری دیگر، آمار بی سوادی؛ جالب است و بس دردناک که باز بلوچستان اول است و کردستان دوم. آمارهایی دیگر، طلاق؛ کردستان باز هم اینبار پس از تهران در پله دوم جای گرفته است و واضح آن که با توجه به جمعیت بسیار زیادتر تهران نسبت به کردستان، چه وخامت اقتصادی دشواری به خانواده های کرد تحمیل می شود و اوضاع تا چه حد وخیم است. تکه های زیبایی از رشته کوه های زاگرس که بنا به اقوالی در دنیا کم نظیرند در کردستان واقع اند؛ جاذبه های گردشگری که کمتر سخنی از آنها می رود و جالب تر و بسی دردناک تر اینکه ده هزار هکتار از جنگل های کردستان همین امسال در آتش سوخت؛ در آتش بی توجهی، آنچنان که حادثه ای که درسال گذشته نیز رخ داده بود حتی چون حادثه درجنگل های کشوری بیگانه نیز پوشش خبری نیافت. این موارد نمونه های واضح و کاملا مستندی بودند،بگذریم از مسائل حقوق بشری و تبعیض های مذهبی که بس دردناک اند و جای بحث فراوان دارند.
آیا اینها گوشه ای از اجحاف دو چندان به کردستان نیست؟ و آیا این همه باز حق اعتراض به مردم کرد ایران نمی دهد؟ مردمی که یکی از بزرگان شان بارزانی می گوید: "هر جا کرد هست ایران است" ؟ آیا این کاستی ها هیچ ارتباطی به قومیت ندارد که نرخ بیکاری در بلوچستان و کردستان بسی بیش از دیگر تکه های این مرز پرگهر است و به دنبال آن دو، لرستان و خوزستان قرار دارند؟ آیا اعتراض فرزندان فرهیخته مردمان کرد ایران با تکیه آشکار و شفاف مکرر بر عدم جدایی طلبی شان ،اتفاقی که بارها در تجمع 18آذر رخ داد، مجاز نیست؟ آیا ایرانی بودن مان حکم نمی کند که ما نیز دوشادوش دانشجویان جدایی ناطلب کرد، که عزم فریاد کرده اند، به این تبعیض ها معترض باشیم؟ آری؛ سخن بسیار بجایی است که همه یکصدا ستم ها را فریاد زنیم؛ تحکیم نیز عزم چنین کاری کرده است که دانشجو را فریاد می زند، معلم را، زن را، کرد و لر و بلوچ و ترک را، کارگر را و… .
اتحاد پایدار مردمان ایران زمین نه از راه سرپوش نهادن به تبعیض ها و بیماری ها که از علاج آنها دست یافتنی است و این جز با سخن گفتن دردمندانی که از بیماری تبعیض رنج می برند میسر نمی شود. اگر فرهیختگان مردمانی ستم دیده در فضای منطقی و استدلالی دانشگاه اعتراض خود بیان نکنند خشونت پیشه گان قومی سر بر آورده تقویت خواهند شد و شاید که مردمان، نومید شده پناه بدیشان برند. آنگاه است که کوچکترین ضعف دولت مرکزی در اثر بحران های داخلی یا خارجی کافیست که آشفتگی های اقتصادی- اجتماعی دو چندان کردستان، بحرانی لاینحل را برای ایران رقم زند و یکپارچگی اش را دچار مخاطره جدی سازد. حتی اگر پاره ای سخنان دانشجویان کرد که در حیطه یکپارچگی ایران جای می گیرد در نظر عده ای منطقی نیاید راهکار برخورد با آن، خود حق پنداری مطلق و سلب حق سخن گفتن از آنها نیست بلکه راهکار عقلانی، گفتگوی منطقی در فضایی استدلالی است که چنین گفت و شنودی را دانشگاه بهترین جای است و دانشجو بهترین مخاطب. اگر رفتاری جز این پیشه شود نتیجه دیر یا زود بحران های اقتصادی- اجتماعی کردستان، مخاطره جدی وطن خواهد بود.

