تبليغاتX
نئو مسلمان


«كالبدشكافی یك بازی؛ پیروزی در كلمبیا، شكست در تهران، هجمه به دانشگاه»

هجمه به جنبش دانشجویی اتفاق جدید و حتی عجیبی نیست. با روی كار آمدن دولت نهم با توجه به سوابق و نگرش افراد دولت، حامیانش و نیز پدرخوانده‌های دولت، برخورد جدی با جنبش دانشجویی و تنگ نمودن فضای دانشگاه به منظور تسلط یافتن بر آن دور از انتظار نبود. از همان ابتدا برخوردها باتشكل‌های مستقل دانشجویی كه انجمن‌های اسلامی دانشجویی شناخته شده‌ترین این تشكل‌ها هستند آغاز شد و دانشجویان بسیاری نه تنها راهی كمیته انظباطی شدند كه با احكام سنگین ترم‌ها محرومیت از تحصیل مواجه گشتند. آتش این برخوردها دامان نشریات مستقل دانشجویی و فعالیت صنفی دانشجویی را نیز گرفت و نشان داد دانشجو موظف است تنها در جاده یك طرفه‌ای تنگ، بی‌صدا حركت كند. حتی گزینش‌ها نیز دوباره فعال شدند و با ستاره‌دار كردن دانشجویان، حق تحصیل را از برخی دانشجویان سلب نمودند.
این برخوردها نسبتاً بی سر و صدا و نرم صورت می‌گرفت تا واقعه 22 اسفند 84 دانشگاه شریف پیش آمد. علیرغم انتظار دولتیان و شاید حتی فعالین سیاسی- دانشجویی، دانشجویان شریفی كه به آرام بودن شهره‌اند واكنشی گسترده نسبت به آنچه تدفین پیكر شهدای گمنام در دانشگاه نام داشت نشان دادند. این واكنش، تجمعی گسترده را روز تدفین در برابر كسانی كه حرمت شهدا را نیز وسیله‌ای جهت اجرای منویات خود علیرغم مخالفت اكثریت دانشجویان (طبق نظرسنجی) قرار داده بودند در پی داشت كه در نهایت به تدفین با ضرب و شتم دانشجویان منجر شد. بازتاب وسیع ضرب و شتم دانشجویان و اجرای مصرانه منویات،حتی به قیمت هتك حرمت شهدا باعث شد ستاد تدفین شهدا بنا به اعلامیه‌ای خبر از توقف طرح تدفین شهدا در دانشگاه‌ها بدهد. این اولین شكست بزرگ دولتیان در دانشگاه بود كه عقب نشینی واضحی را نیز در پی داشت. تجمعات گسترده اعتراضی بهار 85 در دانشگاه‌های تهران و پلی‌تكنیك كه در فضای ایجاد شده به دنبال شكست پیشین دولتیان اتفاق افتاد تحرك و پویایی را به دانشگاه بازگرداند. مهر و آبان 85 در مقاومتی آرام سپری شد تا به تجمع گسترده 16 آذر در دانشگاه تهران با دعوت علنی از سوی دفتر تحكیم وحدت رسید. برگزاری این تجمع در فضای بسته و امنیتی دانشگاه با اعلان رسمی و شركت گروههای مختلف دانشجویی زنده بودن دانشگاه را بر همگان روشن كرد. این نیز شكست بزرگ دیگری برای محدود كننده‌های فضای دانشگاه بود.
این شكستها دولتیان را بر آن داشت كه احمدی‌نژاد به دانشگاه پلی تكنیك رود و با برگزاری مراسم روز دانشجو در قلب جنبش دانشجویی اقتدار خود را نشان دهد. تجمع بسیار گسترده اعتراضی دانشجویان این دانشگاه روز قبل از مراسم نیز مانع از حضور احمدی‌نژاد در پلی‌تكنیك نشد. 20 آذر 85 احمدی‌نژاد در پلی تكنیك حضور یافت اما نه صرفاً در جمع دانشجویان پلی‌تكنیك كه پیش از او دانشجویان خاصی از برخی دانشگاهها (به طور برنامه‌ریزی شده و با اتوبوس‌هایی) در سالن سخنرانی حاضر بودند و خیل عظیم دانشجویان پلی‌تكنیك بیرون سالن معترض! عزم كم نظیر دانشجویان معترض پلی‌تكنیك باعث شد عده‌ای از معترضین بتوانند به سالن راه یابند و با اعتراض خود نمایش تبلیغاتی اقتدار دولت در دانشگاه را به صحنه شكست دولت در دانشگاه بدل سازند. این حضور رئیس دولت نه تنها نتوانست التیامی بر زخم شكست‌های پیشین باشد بلكه خود دردی بی‌درمان شد.
دولت احمدی‌نژاد كه دولتی كم‌نظیر در توجه به هواداران خود (افرادی خاص) است ناخشنودی و یأس هواداران را كه این دولت آمال و آرزویشان بود واضح می‌دید. به علاوه این واقعه اوج مخالفت‌های داخلی را با رئیس دولت اقلیت ایران (تنها رئیس دولت ایران كه نتوانست در دور اول اكثریت آرای مردم را كسب كند و در دور دوم در برابر رقیب نه چندان خوشنام خود به ناچاری از سوی عده‌ای از مردم برگزیده شد) در فضای بین‌المللی به تصویر كشید. پس از این واقعه برخورد با دانشگاه وارد فاز دیگری شده بود و تنها برخورد نرم گسترده پیشین نبود. علاوه بر شدت گرفتن برخوردهای به شیوه پیشین، برخوردهای سخت دیگری نیز آغاز شد.
در پی تجمع صنفی اردیبهشت ماه دانشجویان دانشگاه مازندران 15 نفر از دانشجویان معترض بازداشت شدند. واكنشهای گسترده به این بازداشتها از سوی دانشجویان دیگر دانشگاه‌ها و بازتاب این اعتراضات باعث شد برخورد جدی با بازداشت‌شدگان صورت نگیرد و پس از روزهایی آزاد شوند. پس از این ماجرا تجمع اعتراضی صنفی خودجوش دانشگاه شیراز نیز نشان داد كه نارضایتی دانشجویان جدی است و این نارضایتی صرفاً سیاسی نمی‌باشد و تنها برخورد با فعالین شاخص دانشجویی نمی تواند اعتراضات را خاموش كند.
در تمام اعتراضات، هوشیاری، و پختگی دانشجویان و ایفای نقش دفتر تحكیم وحدت به عنوان حلقه ارتباطی دانشگاه‌های مختلف و بازتاب خبری اعتراضات، نقش بسزایی در نتیجه داشت. همین هوشیاری و پختگی میان اعتراضات پلی‌تكنیك نیز هویدا بود؛ دانشجویان پلی‌تكنیك در اعتراض به رویه اعمال شده در دانشگاه با چند روز تجمع و تحصن كاملاً آرام و مدنی آماده برگزاری آرام و باشكوه انتخابات انجمن اسلامی خود و به رسمیت قانونی شناختن این انجمن از سوی دولتیان دانشگاه بودند. انجمنی كه سال گذشته با وجود شركت 2800 دانشجوی پلی‌تكنیك در انتخاباتش غیرقانونی اعلام و ساختمانش شبانه تخریب شده بود. حربه برپا كردن انجمن موازی نیز با مقاومت و هوشیاری خاص دانشجویان پلی‌تكنیك ناكام مانده بود. در این شرایط و در حالی كه همه چیز به سوی برگزاری باشكوه انتخابات انجمن اسلامی پیش می‌رفت به ناگاه واقعه‌ای عجیب اتفاق افتاد. دانشجویان متوجه شدند كه عده‌ای خاص در ساختمان ریاست دانشگاه تجمع كرده‌اند. پس از مدتی معلوم شد چهار نشریه نزدیك به انجمن اسلامی دانشجویان كه 3 تن از مدیران مسئول این نشریات كاندیدای انتخاب آتی انجمن نیز بودند با مطالبی موهن به تعداد محدودی در دانشگاه پلی‌تكنیك و حتی در برخی دانشگاههای دیگر نیز توزیع شده است.
انكار انتشار چنان مطالبی از سوی مدیران مسئول این نشریات و درخواست توقیف و جمع آوری آنها نیز اثری نداشت بلكه فردای روز انتشار نشریات، این مطالب در دانشگاه پلی‌تكنیك و حتی برخی دانشگاههای دیگر به طور وسیعی توسط مخالفین دانشجویان معترض، منتشر گشت. در شرایطی كه می‌رفت دولتیان شكست دیگری را در دانشگاه متحمل شوند و انجمن اسلامی منتخب و مقبول دانشجویان پلی‌تكنیك تثبیت و تقویت شود این واقعه شرایط را تغییر داد. پارچه‌های سیاه از صندوقچه‌ها بیرون آمد و بر در و دیوار دانشگاه‌ها آویزان گشت و عده‌ای خاص (كه عمدتاً بسیجی بودند) از تمام دانشگاه‌ها مقابل دانشگاه پلی‌تكنیك تجمع كرده و خواستار برخورد با عاملان انتشار این نشریات شدند و انگشت اتهام را سوی دانشجویان معترض پلی‌تكنیك نشانه رفتند.
محكوم نمودن این مطالب و نیز جعلی خواندن این نشریات و توطئه دانستن این عمل توسط بخشهای مختلف جنبش دانشجویی و انجمن‌های اسلامی دانشگاههای مختلف، تحول خواهان و برخی اصلاح‌طلبان و نیز انعكاس فریاد اعتراض و انكار مدیران مسئول این نشریات باعث شد غوغای نخستین كه انگشت اتهام را سوی دانشجویان معترض نشانه رفته بود چندان نتواند پیراهن علم كند و قوه قضائیه خبر از دستگیری عده‌ای غیر دانشجو داد. مدتی گذشت و بناگاه مدیران مسئول كه نشریات را بارها جعلی خوانده بودند و مطالبش را محكوم كرده بودند بازداشت شدند. به دنبال بازداشت مدیران مسئول نشریات، چند تن از افراد شاخص و برجسته انجمن اسلامی پلی‌تكنیك نیز بازداشت شدند و از سوی مسئولان پرونده اعلام شد «انتشار توسط خود دانشجویان بوده است ولی دانشجویان هنوز انكار می‌كنند»!  با لقب دادن یكی از افراد برجسته انجمن پلی‌تكنیك به حلقه مفقوده پرونده، بلافاصله پس از بازداشت، جهت سیر پرونده مشخص شد. بیش از دو ماه از بازداشت دانشجویان گذشته بود و هنوز دانشجویان در سلولهای انفرادی نگهداری می شدند. اعتراضات به بازداشت دانشجویان و نامه‌نگاری و مذاكرات با برخی مسئولان نیز نتیجه ای نداده بود. در این شرایط اتفاق جدیدی رخ داد؛ اعضای شورای مركزی دفتر تحكیم وحدت در سحرگاه 18 تیرماه در اعتراض به ادامه بازداشت دانشجویان مقابل دانشگاه پلی‌تكنیك تحصن آرامی را آغاز نمودند. این تحصن آرام 6 نفره كه در همان آغاز، بازتاب خبری یافته بود با بازداشت متحصنین توسط ماموران امنیتی مواجه گشت و سپس در همان روز حمله به دفتر ادوار تحكیم وحدت و بازداشت دانشجویانی دیگر نیز رخ داد. سیاستهای دولت در قبال دانشگاه باز هم فاجعه آفریده بود و شكست دیگری را متوجه دولتیان كرده بود. 18 تیرماه كه چند سال بود بی سر و صدایی قابل اعتنا می گذشت بار دیگر خبرساز شده و در كانون توجه قرار گرفته بود. بازتاب گسترده این بازداشت‌ها و اعتراضات بدان از سویی و یادآوری واقعه 18 تیرماه به واسطه این ماجرا از دیگر سو باعث شد پس از 1 ماه جز 3 دانشجوی پلی‌تكنیك سایر دانشجویان از بند آزاد شوند.
در شرایطی چنین، احمدی نژاد در جمع دانشجویان دانشگاه كلمبیا حضور یافت. اهانت رئیس دانشگاه كلمبیا به او این امكان را داد كه نمایش تحمل مخالف را در برابر سئوالات اعتراضی دانشجویان كلمبیا بهتر اجرا كند. رویه و سخنان پیشین رئیس دولت نشان می‌دهد كه وی اهمیت چندانی به مخالفتهای جهانی نمی‌دهد و بیشتر در پی حفظ هواداران داخلی خود است وگرنه برای نمونه مكرراً بر افسانه خواندن واقعه هولوكاست تاكید نمی‌كرد. واضح بود كه پاسخ ندادن درست و واضح به سئوالات دانشجویان كلمبیا و مطرح كردن ادعاهایی چند، نمی‌توانست موقعیت یا وجهه‌ای برای وی در صحنه بین‌المللی به ارمغان آورد اما با انعكاس گزینشی و غیر شفاف این برنامه توسط رسانه‌های داخلی می‌توانست نمایش تحمل مخالف، آزاد اندیشی، حضور و سخنانی شجاعانه از رئیس دولت را در داخل و به خصوص در جمع هواداران، به تصویر بكشد. به خصوص كه اهانت رئیس دانشگاه كلمبیا به وی باعث شده بود جناح منتقدش در حاكمیت نیز در حمایتش به صحنه آید. برای نمونه حتی علیرغم برخی عقب‌نشینی‌ها از مواضع پیشین در سخنانش (از جمله در قبال اسرائیل)، تبلیغات داخلی حاكی از بیان شجاعانه مواضع انقلابی بود. اینگونه تبلیغات جهت تهییج هواداران و آماده كردنشان برای حمایت جان بركفانه از كسی كه شجاعانه و مظلومانه در برابر سلطه طلبان دنیا! قرار گرفته به خصوص در شرایطی كه شعارهای محرومیت زدایی و عدالت‌گستری در اثر ناتوانی رنگ باخته است می‌تواند بسیارمفید واقع شود. حضور در دانشگاه تهران می توانست این پروژه را تكمیل كند و اقتدار دولت در دانشگاه ونیز آزادی در دانشگاه را به نمایش بگذارد. با هزینه‌های تحمیل شده به دانشگاه به نظر می‌رسید این نمایش با سرعت عمل بتواند به روی صحنه رود. خیلی كم سر و صدا یكی دو روز قبل از برنامه، اعلام شد رئیس دولت قرار است به دانشگاه تهران برود. اما به ناگاه نامه‌ای سرگشاده از تحكیم وحدت كه ادعاهای بیان شده در دانشگاه كلمبیا را به چالش می‌كشید و درخواست حضور تنها یك نماینده جهت سؤال از احمدی نژاد را داشت، همه چیز را بر هم زد. سرعت عمل در واكنش دفتر تحكیم وحدت باعث شد تنها چند ساعت پس از انتشار نامه به دلایل اعلام نشده، این سخنرانی لغو شود. این شكست سریع باعث شد هفته بعد رئیس دولت قصد سخنرانی در دانشگاه تهران را البته این بار با فراهم آوردن شرایط جدید و تدابیر شدید امنیتی عملی كند.
نامه سرگشاده دوم و مطرح كردن 20 سؤال در زمینه‌های مختلف كه شعارهای پیشین دولت در محرومیت زدایی، مقابله با فساد و آوردن نفت بر سر سفره‌های مردم را نیز علاوه بر مطالبات پیشین دانشجویی دربرداشت و اصرار بر درخواست حضور حتی یك نماینده جهت سؤال از رئیس دولت، شكست دیگری را برای وی در عرصه داخلی این بار هم در دانشگاه رقم زد و پروژه دانشگاه كلمبیا به سرانجام نرسید. از سوی دیگر نادرست بودن ادعاهای مطرح شده را نیز آشكار ساخت. به دنبال این شكست شاید لااقل انتظار می رفت با پیش گرفتن رویه‌ای مشابه سال گذشته پلی تكنیك از سوی دانشجویان، این بار با تدابیر شدید امنیتی اتخاذ شده، برخورد سنگین با دانشجویان به عنوان تعدادی انگشت شمار دل سپرده بیگانه و هوچی صورت گیرد تا لااقل با نشان دادن اقتدار دولت و مظلوم‌نمایی دوباره دلی از هواداران به دست آید، شكست پیشین به فراموشی سپرده شود و دانشجویان معترض در كنار رئیس دانشگاه صهیونیستی بیگانه معرفی ‌شوند. اما این بار نیز هوشیاری دانشجویان مانع از پیروزی شد. چرا كه دانشجویان نه با انفعال و عدم اعتراض صحنه را برای برپایی نمایش بازگذاردند و نه دست به عملی تند زدند كه امكان برخورد جدی فراهم آید. بازتاب این برنامه و نیز واكنش دانشجویان در رسانه‌های حامی دولت به خصوص سرمقاله كیهان دو روز بعد از برنامه به قلم حسین شریعتمداری نشان می‌دهد تمام كلمات برای بازتاب واقعه‌ای آماده بود كه امكان تحقق نیافت. حال دانشجویان تنها برهم زنندگان بازی و دانشگاه تنها عرصه شكست دیده می‌شود.
رویه های اتخاذ شده پیشین در قبال دانشگاه نتیجه كافی نداشته است چرا كه هنوز دانشگاه زنده است و حاضر در برهم زدن بازی! حال باید هجمه‌ای همه جانبه و شدید به دانشگاه وارد شود و همزمان، با دیگر فعالان احیاناً حامی نیز برخورد شود؛ چرا كه برخورد موردی، ناهمزمان و منفرد با دانشگاه نتیجه نمی‌دهد. بازداشت عمادالدین باقی به عنوان فعال مؤثر حقوق بشر و هادی قابل به عنوان اصلاح‌طلب نامعامله‌گر به همراه احكام سنگین سه دانشجوی در بند پلی‌تكنیك مجید توكلی، احمد قصابان و احسان منصوری نشان از شرایط جدیدی می‌دهد. به خصوص كه محاكمه بی صدا و فوری قابل، اجرای بی‌درنگ احكام سه دانشجوی در بند و انتخاب باقی (به عنوان فردی تأثیرگذار) بی‌توجه به بازتابی كه در این شرایط كشور بازداشت چهره‌ای شناخته شده چون او در عرصه بین‌المللی در پی خواهد داشت، كم نظیر است.
آیا این بار نیز عرصه داخلی صحنه شكست خواهد بود؟

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام مهر 1386ساعت 7:53  توسط علی وفقی  |